-
سلام از سال جدید
جمعه 1 فروردین 1404 01:00
ساعت یازده از خواب بیدار شدم یه کم خونه رو مرتب کردم سفره هفتسین کوچیک انداختم . با مورچه سر سفره نشستیم سال عوض شد . بعد مورچه رفت خونه مادرش و من موبایل بازی کردم افطار رفتیم بیرون و بعدشم ده شب رفتیم خونه مادر مورچه دو سه ساعتی نشستیم. دلم میخاست میاومدم برای سال جدید برنامه ریزی میکردم و ارزو ها و اهدافم رو می...
-
چند ساعت دیگه عیده
پنجشنبه 30 اسفند 1403 03:55
تقریبا نه ساعت یا ده ساعت دیگه سال جدید شروع میشه و سال قبلی میره و بالاخره ۱۴۰۳ گذشت با اینکه همه میگن چه زود گذشت اما من حس میکنم خیلی طور کشید تا تموم شد. رفتم دانشگاه و هنوز دارم ادامه میدم تو دانشگاه خیلی نتونستم درس زیاد بخونم و معدل نوزده و اینا بگیرم از آخرین عمل یا بهتره بگم از اون عمل که بیمارستان ن انجام...
-
یادم بمونه
سهشنبه 28 اسفند 1403 03:23
چند روزه فقط خواب آشفته میبینم. خواب های چرت و پرت همه فک و فامیلای رو تو خواب میبینم از این ور به اون ور میرم والا هر شب خواب چرت الان فکر می کنم من خیلی وقت تو خواب آروم بودم خواب نمیدیدم یه دفعه بفکرم رسید نکنه بخاطر قرص اعصابه که قطع کردم . برا عمل گفتم عوارض نکنه سرخود دیگه نخوردم. یعنی میتونه بخاطر همین موضوع...
-
زندگی
جمعه 24 اسفند 1403 01:11
وقتی خون از دست میدم بدنم ضعیف میشه و اعصابم داغون میشه و خودخوری هام شروع میشه و احساس و خاطره های بد میاد تو ذهنم . فکر میکنم کاش خانواده من از اولش بچه رو دوست داشتن یادم میاد اونجا چقدر کتک میخوردیم مخصوصن من و خواهرم روزی نبود که کتک نخورده باشیم پدر و مادری که همش در حال کوبیدن ما بودن همش جاش میموند روی بدنمون...
-
من از عمل برکشتم
چهارشنبه 22 اسفند 1403 09:44
مورچه چند روزه پسر خوب شده یکی از نزدیکان یه اتفاقی افتاده براش بیمارستان بستری بود و مورچه چند روز رفت پیشش بیمارستان کمک امروز هم با من اومد پشت در اطلاق عمل منتظر موند تا کارم تموم بشه . من نفر اول رفتم تو اتاق عمل و کارم انجام شد و استرس درد داشتم آمد خدا رو شکر سخت نبود و چیزی متوجه نشدم . دیروزم دانشگاه نرفتم...
-
خرید کردم
یکشنبه 19 اسفند 1403 14:56
یه جوراب مشکی قشنگ یه مداد چشم یه ریمل ابرو یه رژ لب از این کوچولو ها یه بسته مداد رنگی یه گیره مو یک دفتر با عکس بابای سیمسون ها یه تراش قرمز و یک ردیف استیکر به مناسبت روز جهانی زن برا خودم خریدم .
-
از رفیق شانس نیاوردم
جمعه 17 اسفند 1403 18:13
من چرا رفیق خوب ندارم؟ با هر که صمیمی میشم سرم کلاه میره مثلن دوست داشتم صمیمی قبلن همه زیر و زی من رو میدونست کلی رفاقت داشتیم بعد دو سال اینا با بقیه رفته بودیم حرم داشتیم حرف میزدم دیدم داره به بقیه عکس نشون میده یه عکس بود که توش حالت مهمونی نامزدی و اینا بود با لباس و آرایش فهمیدم قبلنا ازدواج کرده بوده و عروس...
-
چیزایی که بهش فکر میکنم
پنجشنبه 16 اسفند 1403 21:40
به چی ها فکر میکنم چهارشنبه نوبت عمل زدم فکرم درگیره بهش فکر میکنم از درد میترسم میترسم دردم بیاد دوم به ف فکر میکنم فکر میکنم این همه سال که باهاش دوستم دوستیم زیاد براش ارزش نداره یه گلیپ از محسن لرستانی دیدم بچه معروف میگه وقتی لنگ یه سند بودم هیچ کس کمکم نکرد و برام سند نزاشت رفاقت به درد نمیره همین ف وقتایی که...
-
افطار مهمان حضرت معصومه
یکشنبه 12 اسفند 1403 19:04
کامل اتفاقی افطار مهمان حضرت معصومه بودم بسیار خوشحال شدم از اینکه افطار تنها نبودم و کنار دیگران بودم. از خدا متشکرم و میدونم حواسش یه منم هست خیلی کارا برام کرده راستی من خیلی برا ماه رمضان ذوق دارم چون آدم ها مهربان تر میشن رزق و روزی هم زیاد میشه خلاصه که برا من دعا کنید برا روح اموات بی وارث هم صلوات بفرستید
-
ماه رمضان شد
یکشنبه 12 اسفند 1403 00:24
درگیرم بین اینکه روزه بگیرم یا نه نمیدونم طاقت گرسنه گی کشیدم خیلی سخته برام . مورچه مریضه و روزه نمیگیره من تنها بلند شدم یه کم برنج و سیب زمینی درست کردم و یه کیک هم درست کردم که کیک آش و لاش شده اما طعمش بدک نیست . یه جی میخواستم بنویسم یادم رفت . میرم یادم اومد میام
-
گله ای نیست
سهشنبه 7 اسفند 1403 02:07
ما همانند شیشه بودیم اگر پاکمان می کردند، می درخشیدیم، اما آنها شکستند، ما هم بریدیم! پس گله ایی نیست. اونجا که شاعر میگه از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست دیری است که از خانه خرابان جهانم بر سقف فرو ریخته ام...
-
شهید سیفالله شیعهزاده
شنبه 4 اسفند 1403 15:09
یه چیزی نوشتم بخوانید باشه ؟ من یکی از علاقه هام این هسا داستان زندگی تمام افرادی که شهید شدن سراسر دنیا رو بخوانم ذهن این افراد قدرت عجیبی داره که منتقل میشه ؛ یکی از عجیب ترین این زندگینامه ها در چند خط شهیدی که هیچ کس منتظرش نبود جز خدا…. «شهید سیفالله شیعهزاده» سومین فرزند خانواده بود. در همان کودکی مادر را از...
-
یاد بگیریم
سهشنبه 30 بهمن 1403 11:33
یاد بگیریم از محبت دیشب پدر نگوییم در حضور کسی که پدرش در آغوش خاک آرمیده است. یاد بگیریم از آغوش گرم مادر نگوییم در حضور کسی که مادرش را فقط در خواب میتواند ببیند . یاد بگیریم اگر به وصال عشقمان رسیدیم، میان انبوه جمعیت کمی دستانش را آهسته تر بفشاریم، شاید امروز صبح کسی در فراق عشقش چشم گشوده باشد . یاد بگیریم اگر...
-
جلسه اول دانشگاه
یکشنبه 28 بهمن 1403 18:43
بیشتر آدمها ، در نوعی بی خبری همیشگی زندگی میکنند آنها همیشه امیدوارند ، که چیزی اتفاق بیفتد و زندگیشان را دگرگون کند حادثهای، برخوردهای اتفاقی، بلیت برنده بخت آزمایی، تغییر سیاست و حکومت آنها هرگز ، نمیدانند که همه چیز از خودشان آغاز می شود چند روز پیش یکی برام کامنت گذاشته بود که من کسخل چیزی هستم برای پستی که...
-
خدا روزی رسون هس
چهارشنبه 24 بهمن 1403 03:34
من تو زندگیم یه مسلک یپیدا کردم دارم بگم اینجا هیچ وقت قیمت دلار برام مهم نبوده با اینکه تاثیرش رو تو جامعه دیدم و میبینم مهم نبوده کی تو ایران رییس جمهوره کی تو امریکا رییس جمهوره یه دیدگاه داشتم و دارم رزق و روزی من دست خداست من تلاشم رو بکنم بقیه اش با خدا هیچ دستی بالای دست خدا نیست چه دلار هزار تومنی چه میلیون...
-
جدایی دو خواهر کرمان
سهشنبه 23 بهمن 1403 01:34
الان داشتم فیلم های تصادف و تشیع دخترای مدرسه فرزانگان کرمان رو میدیم ..همه تلخ بود تلخ تر از همه پریناز بود که خواهرش توی تصادف تنهاش گذاشت . برای جدایی دو تا خواهر خیلی زود بود میتونستن کلی مراحل رو با هم طی کنند با هم دانشگاه بروند ازدواج کنند مسافرت بروند و کلی کار دیگه بعدن اما این جدایی توی این سن برای این دو...
-
اردو بچه های کرمان
یکشنبه 21 بهمن 1403 00:29
واقعن به خانواده هاشون تسلیت میگم . روح دخترهای قشنگ سر زمینم شاد . مورچه فکر کرده بود امروز ولنتاین هست تو یه جعبه شکلات با کمی پول گذاشته بود و بهم داد. تو اینستا سریال سه در چهار رو بعضی تکه هاش رو دیدم خیلی بانمک بود . علی صادقی ..مجید صالحی ..آقا سیروس و سمیر و بقیه برا حفظ روحیه فیلم ظنز ببینیم . چند نکته ای که...
-
مینویسم که یادم بمونه
شنبه 20 بهمن 1403 00:06
یه سری جمله میگم بنویسید جلوتون صبح تا شب بخوانید از روش : شما به دنیا نیومدین عاشق بشین رفاقت کنید با کسی و رفیق خوبی واسه کسی تو زندگی باشید شوهر یا همسر خوبی باشید مادر یا پدر خوبی باشید دیندار خوبی باشید و اهل خدا شما فقط و فقط به دنیا اومدین هر روز موفق تر و آدم قوی تری بشید اگر عشقی بود که ضعیف تون میکرد غلطه...
-
چیزای چرت توی دنیا
چهارشنبه 17 بهمن 1403 13:18
الان شما نت رو سرچ کنید کلی تایید در مورد گیاه خواری که خب مسخره است باز نت رو سرچ کنید کلی حرف در تایید تغییر جنسیت و همجنسگرایی که بازم چرت هستش. تو اینستا دو تا دختر ایرانی همجنس گرا هستن البته خارج از ایران هستن کلی مردم براشون ذوق میکنند و میگن چه کاپل خوبی چه عشقی به هم دارید و فلان و بسیار ..جرات داری کامنت...
-
خانم ماهوت
سهشنبه 16 بهمن 1403 23:52
اون موقع که میرفتم سرکار بیشتر موقع ها صاحب کار دیر مغازه میاومد. بعد روبروی مغازه ما یه فروشگاه بود یه خانم جوان توش کار میکرد و من رو صدا میزد برم پیش خودش میگفت بیرون گرمه بیا تو مغازه ما اینطوری باهاش دوست شدم و گاهی با هم حرف میزدیم . خیلی از مدل کار کردنش خوشم میاومد خیلی ذوق داشت . امروز متوجه شدم فوت کرده ....
-
خدا با ماست
سهشنبه 16 بهمن 1403 01:20
هر زمان فکر کردید مشکلتان آنقدر بزرگ است که حتما شما را خواهد کشت سر برگردانید و نگاهی به مشکلات پشت سرتان کنید. تمام مشکلاتی که از سر گذرانده اید هیچ یک از آنها، شما را نکشت اما تک تک آنها، باعث شدند امروز یک آدم قوی تری باشید پس نترسید یا پیروزید، یا قوی تر حالا با این طرز تفکر می توان گفت پیروز نخواهید شد؟! از خدا...
-
زن های مظلوم
یکشنبه 14 بهمن 1403 03:24
میدونم ربطی به جنسیت نداره و هم مردا و هم زن ها در طول تاریخ دچار آسیب بودن اما زن ها خیلی بیشتر ظلم و ستم کشیدن قبل از اسلام که دختران را زنده به گور میکردن یعنی من یه درصد بالایی مطمئنم اگه اون زمانها بودیم بابام صد در صد بدون رحم من و خواهرم رو زنده به گور میکرد . دوباره هورمون هام قاط زده ریزش مو گرفتم همه جای...
-
نگرش مثبت به زندگی
چهارشنبه 10 بهمن 1403 18:54
گرچه این وضعیت دشوار است، گرچه حکمت آن را درک نمیکنم، گرچه منصفانه نیست، اما نگرش مثبتم را حفظ میکنم و سرشار از شادی باقی میمانم. میدانم که این وضعیت نمیتواند مرا به عقب براند. منتظر میمانم تا خداوند مرا به سوی دیگر اوضاع رهنمون سازد که موقعیت بهتری برایم در پی خواهد داشت. این دعا و آرزو رو برای همه دارم
-
یه نصیحت به جوون تر ها
چهارشنبه 10 بهمن 1403 01:39
چیزی که من از زندگی فهمیدم اینه که همیشه خودت بابد تلاش کنی تا حالت رو خوب کنی با همین آدمی که هستی تو این موقعیت که هستی سعی کنی از چیزی هایی که داری لذت ببری .منتظر آینده نباش و با چیزای کوچیک دلت رو شاد کن من یه دنیا کوچیک دارم توی پارک محلمون وقتی عصرا پیاده توی پارک قدم میزنم کلی ذوق دارم برای درخت ها اونجا اسم...
-
سطح هوش
سهشنبه 9 بهمن 1403 15:25
با اینکه دو تا درس دیگه مونده تا معدل اصلی مشخص بشه اما حدود معدلم مشخص شده و اینکه الان داشتم فکر میکردم این معدل با یه مقدار بالاتر یا یه نمه پایین تر همیشه داشتم سالهای راهنمایی دبیرستان دانشگاه هر ترم و هر سال معدلم همین حدود بوده نشونه اینکه که سطح هوش آدم ها عوض نمیشه . یعنی من هیچ وقت جزو شاگرد اول ها نبودم با...
-
مهمان داشتم
سهشنبه 9 بهمن 1403 02:48
از صبح که بیدار شدم مثل فرفره کار کردم . عدس پلو درست کردم هویج خورد کردم رفتم خرید میوه شستم و وسایل پذیرایی آماده کردم . پیاز داغ و اینا درست کردم حتی بعد از رفتن مهمون ها تمام صفر تا صد رو از اول تمیز کردم و یه کوه ظرف شستم . خودم هم باورم نمیشه که چقدر زرنگ شده بودم البته شاید به زرنگی ربطی نداشته باشه بهتره بگم...
-
دست و جیغ و هورا
شنبه 6 بهمن 1403 23:43
بالاخره امتحان ها تموم شد با اینکه امروز روز سختی بود دو تا امتحان تو به روز داشتم و خیلی فشار بهم اومد. اما الان دیگه میتونم یه نفس راحت بکشم و آزادی خودم رو جشن بگیرم . البته خونه تو این ده روز حسابی نامرتب شده فردا رو خونه رو تمیز میکنم . و شاید پس فردا کسی بیاد پیشم .
-
حریر
جمعه 5 بهمن 1403 17:46
امروز صبح مهمون داشتم حریر اومده بود. اونم کی صبح به یه زوری از خواب بیدار شدم مورچه رو فرستادم بره خونه مادرش بعد حریر اومد و یه دو ساعتی موند و رفت بعد چون صبح زود بیدار شده بودم خوابیدم و بعدش مجدد شروع کردم به درس خوندن . فردا دو تا امتحان دارم . استاد های دو تاش هم خوبن یه جوری خیالم راحته اما بالاخره بازم یه کمی...
-
درسی بود یا مثبت هجده
چهارشنبه 3 بهمن 1403 14:26
این ترم بیشتر درس ها رو از آپارت و یوتیوب یاد میگرفتم یه فیلم درسی دیدم برا بچه های کنکور مبحث ریاضی و اینا بعد استادش که یه استاد مطرح هم هست آموزشش یه فرمول داد برا اینکه راحت تر یاد گرفته بشه از حرفای مثبت هجده استفاده میگرد البته غیر مستقیم و بعدش گف از دست شما ها که .... مثلن میگفت یه عدد بگید مثل ۸۵ فلان و بهمان...
-
تحقیق در عملیات ۱ مریم صحافی
سهشنبه 2 بهمن 1403 13:15
اینکه یکی از امتحانم رو قبول شدم بخاطر ویدئو های آپارات بود مم دیر به کلاس دانشگاه اضافه شدم و نتونستم با کلاس پیش برم و متاسفانه سر کلاس دانشگاه اصلن چیزی توی اون درس متوجه نشدم توی گوگل سرچ کردم و تحقیق در عملیات رو از ویدئو های خانم مریم صحافی و یه استاد دیگه که فامیلی اون رو یادم نیست دیدم و تازه متوجه درس شدم و...