زندگی خانم و اقای مورچه

تلاش برای بهتر شدن من خانم مورچه گازی و همسرم اقای مورچه سیاه

زندگی خانم و اقای مورچه

تلاش برای بهتر شدن من خانم مورچه گازی و همسرم اقای مورچه سیاه

پا درد

از سه شنبه شب پاهام ورم کرده بود و حسابی درد میکرد 

و فرداش دانشگاه ورزش داشتیم و مربی هم خیلی حساس هست که غیبت نکنیم یه اسنپ گرفتم و به یه سختی رسیدم باشگاه و اونجا هم نشستم روی  سکو و چون شلوغ پلوغه متوجه نمیشه کی داره ورزش میکنه کی ورزش نمیکنه فقط رفتم که تو حضور و غیاب باشم .

و کلاس تموم شد به مورچه تماس گرفتم پاهام درد میکنه بیا منو ببر خونه نمیتونم خودم برم .اومد دنبالم و رسیدم خونه و پاهام رو پارچه بستم و تا دو روز دراز کشیدم تا درد از جونم بره بیرون 

تازه امروز پا درد م بهتر شد و ورم پام رفته بود .

حالا فردا نمیدونم اگه بخوام برم دکتر بابد برم عمومی یا ارتوپد 

خودم فکر کنم عوارض یه قرصی هست که میخورم .

فقط ایشالا واریس نگرفته باشم .

روزمرگی

امروز تا ظهر خوابیدم چون پاهام درد میکرد و نمیتونستم از جام بلند بشم 

دیگه بیدار شدم دیدم وای چقدر هنوز درد میکنه انگار دارم واریس میگیرم رگ های بنفش و سبز روی پام پیدا شده بود .

هنوزم پاهام درد میکنه گوگل کردم بعضی گفته بودن واریس هست بعضی هم نبود اگه رگهای متورم بهتر نشه شنبه برم دکتر نشون بدم .

یعنی من از اولش با پاهام مشکل داشتم یه کارخونه یونولیت کار میکردم اونجا خیلی اب از دستگاه  هاش ریخته میشد .

یعنی همه لباسهام همیشه خیس میشد .

یادمه اونجا پاهام خیلی درد میکرد  پا دردم از اونجا شروع شد 

اونجا بودم وسط کار یه رگ پشت پام میگرفت نمیتونستم تکون بخورم خیلی خر بودم که اون  کار دیر ول کردم .

تو زمستون سرد  اب میریخت روم بخاطر دوزار پول  کار میکردم

الانم عوارضش رو میچشم. 

یه روزم با یه پسر که اونجا بالا سر ما بود یعنی مسول سالن بود  بحثم شد بحث که نه 

من بی عرضه بودم که بخوام بحث کنم  جواب نمیدادم حالا یادم نمیاد دقیق چی بود  یه چی ساده گفتم .اونم پرید به جونم کلی بد و بیراه گفت و یه دفعه گفت  ناراحتی الان برو بیرون .

منم دیگه غرورم شکست و رفتم لباس خیس هام رو عوض کردم و اومدم بیرون و تو راه هم همش داشتم گریه میکردم .

شرکتش خارج از شهر بود تو شهرک صنعتی اومدم داخل شهر یه دوست پسر داشتم بهش از تلفن عمومی زنگ زدم یه کم حالم بهتر بشه 

چون گریه داشتم میکردم .

اونم یه کم حرف زد و گفت میتونی فلان مبلغ پول بهم بدی ...

یعنی سرم رو میخاستم بگویم با دیوار 

لعنتی 

منم که نداشتم تو خرج خودم مونده بودم .

بهش ندادم و گفتم آخه من پولم کجا بود 

و چند وقت بعد باهام کات کرد .

اون شرکت  بعد کلی تماس که به حسابداری ش

میزدم گفت بیا برا تسویه 

دوباره کلی راه رفتم شهرک صنعتی و کلی برگه امضا کردم که من حقوقم رو کامل گرفتم و از این حرفا یه چک داد برا ۵ ماه بعد .

یعنی یه مبلغ خیلی کم حقوق کارگر رو مثل من اگه دی دیگه پایان کارم بود توی اردیبهشت سال بعد پولم به دستم رسید .

نمیخام ناله و اینا کنم و بگم ازشون راضی نیستم 

چون خیلی سال میگذره خودم هم بی عرضه بودم که اعتراضی نکردم 


365 روز

بالاخره نوبت منم شد 

یه سال بزرگتر شدم 

بعضی ها میگن یه سال پیر تر شدم 

یا یه سال با تجربه تر شدم 

فقط میدونم تو همه این سالها روزگار یه ادم مریض روحی و جسمی ازم ساخته .

امیدوارم با تلاش خودم و لطف خدا از این مشکلات رها بشم 

و مثل یه کبوتر سفید توی آسمون پرواز کنم .

از خدا سلامتی  و پول و دلخوش میخام 


ناباروری

از مورچه متنفرم 

با اینکه بهش نگفتم 

با اینکه به روی خودم نمیارم 

با اینکه الکی میخندم

اما ازش متنفرم نه به خاطر توهین تحقیر های که میکنه 

نه بخاطر زبون درازش

نه بخاطر عدم تفاهمی که با هم داریم 

بخاطر اینکه نمیرفت سرکار و نمیره 

تا پول دربیاره حداقل حالا که مشکل ناباوری داریم 

بریم درمان کنیم .

هر بار رفتیم با تلاش مالی من بوده 

و اون با نخوردن قرص ها و عدم همکاری زحمات من رو به باد میداد.

و حتی اگه بخوام بچه ای هم از بهزیستی بگیرم بخاطر بیکاری به ما بچه ای نمیدن.

و مثل یه دشمن باهام زندگی کردی و من همش مجبور بودم تو سنگر از خودم مراقبت کنم که ترکش بهم نخوره 

تو دشمن من هستی و نزاشتی من مادر بشم .

دشمن من هنوز تو سنگرم هستم اما یه روز نوبت حمله منم میرسه .


و 


بچه های دانشگاه

کلاس خیلی خلوته دختر ۴ تا هستیم و بقیه اقا هستن

امروز  یکی از استاد ها نیومده بود با بچه ها رفتیم پارک نزدیک دانشگاه 

دو تا متاهلین دو تا هم مجرد 

یه کم حرف زدن و کلی اصلاعات از زندگیشون دادن 

نوبت من شد گفتن چند سالته ...جواب ندادم و گفتم من به سنم حساسم 

چی باید میگفتم اونا اخرای دهه ۷۰ هستن بهشون میگفتم من اول ۶۰ هستم 

باهاتون کلی تفاوت سن دادم .نگفتم سن رو 

بعد گفتن شوهرت چکاره هست .؟

خب اینم نگفتم چون مورچه کاری نداره 

و اگه یه شغل دروغی میگفتم بعدن ممکن بود یادم بره و اونا فکر کنند من دروغگو هستم 

اینم پیچوندم و جواب ندادم .

خلاصه هر چی پرسیدن از این سوال‌ها بخاطر اینکه جواب جالبی نداشت نگفتم 

اونام آخرش گفتن تو خیلی نامردی ما همه چی گفتیم اما تو هیچی نگفتی .