امروز اولین امتحان رو دادم
خیلی سال بود چون درس و دانشگاه نداشتم جایی امتحان نداده بودم و امروز بعد سالها امتحان دادم
اونم ورزش
بدون صبحانه
فقط یه تیکه نون خوردم و با آب
اونجا هم برا اینکه انرژی داشته باشم یا کیک خریدم .
ساعت سه اینا رسیدم و نشستم رو سکو تا گرما زدگیم برطرف شد .
بقیه یکی یکی امتحان میدادن و میرفتن
یه کم دویدم تا بدنم گرم بشه حداقل دو قدم بتونم برم .
و امتحانش هم ترکیبی هست اول بابد ده تا دراز و نشست بری بعد بدوی
بعد پلانک بعد یه حرکت ورزشی که اسمش یادم نیست بزنی و بعدم نصف سالن رو با سرعت بدوی
که خوشبختانه نمیدونم اون موقع چه انرژی خدا داد بهم که تونستم متوسط رو با خوب و با سرعت بزنم و در کل راضی بودم.
بعد موقع اومدن هم مهسا رو دیدم با مهسا خیلی قبل یه کارخونه کار میکردم و یه نمه هم فامیل هست .
بعد مورچه اومد دنبالم و به روز منو برد خونه مادرش و یه یکی دو ساعت نشستم و خسته کوفته اومدیم خونه .
یکی از بهشتی ترین کنسرتی که دوست دارم بتونم برم کنسرت شادمهر هست .
اینقدر من اهنگ های این بشر رو دوست دارم .
آهنگهاش موقع غم بوده
موقع شادی بوده
تو تنهایی ها بوده
تو شلوغی بوده
من خواننده مورد علاقه زیاد دارم چون کلن از چیزی بدم نمیاد مگر اینکه واقعن خیلی افتضاح خونده باشن .و اما شادمهر گل سر سبد خواننده ها و سلبریتی ها هست.
بعد حدود یه سال یا یه سال و نیم زنگ گوشی همراه رو از یه اهنگ عربی که میگفت سبحان الله و ......خیلی قشنگ بود
اون رو عوض کردم و صدای سوت شادمهر رو گذاشتم .
هر موقع حالتون بد هست این سوت رو دانلود کنید .و کیف کنید.
از کجا میشه یه دوست خارجی ترجیحن ژاپنی پیدا کرد؟؟؟
نمیدونم چرا دلم میخاد با یه دختر از ژاپن دوست بشم
به نظرم ژاپنی ها ادم های با روحیه لطیف و احساسات قشنگ هستن
اینو از وسایل کیوتی که دارند میشه فهمید
دوست خارجی خیلی داشتم اما هیچ کدوم ژاپنی نبودن
از دوستای خودم هم بگم از عید که تصمیم گرفتم فقط با یک نفر رفت و آمد کنم و دیگه نزارم کسی بیاد خیلی گفتن بیاییم خونتون و از این حرفا منم همشون رو می پیچونم .
هم هزینه ش زیاده برام
هم بعدن بی معرفتی کردن و از خونه زندگیم عیب و ایراد گرفتن
و مسخره کردن .
هم اینکه هم اونها میاومدن و من رو دعوت نمیکردن
بخاطر همین امسال فعلن غیر فاطمه که دختر خوبی هست کسی نیومده
قبلن هم اشتباه میکردم رفیق بازی میکردم
هر چی از سنم بیشتر میگذره
بیشتر متوجه این میشم که این دنیا کاملا برا مدار بی عدالتی می چرخه ، فقط مرگ هست که برای همه برابر و اتفاق میافتد
یه چند درصد کم متوجه شدم احتمالن خواهر مورچه که یه بچه کوچیک داره
مجدد باردار هست
حالا به من نگفتن حتما فکر کردن من حسودی میکنم یا چشم میزنم .
خودم هم شک کردم یه خبری هست اما حدسم به بارداریش نمیرفت
چون خواهرش تا حالا ندیده بودم قران و اینا بخونه اون هفته ای رفت وضو گرفت و شروع کرد به قران خوندن .اینا حامله میشن از این کارا میکنند و مومن میشن که مثلن بچه مومن به دنیا بیاد .
قرآن که داشت میخوند تو دلم گفتم چه عجیب چه عجب این داره از این کارا میکنه
دیگه باید یه برنامه بچینم حالا حالا ها نبینمشون
الان میخان جلو من رژه بروند و شکمشون رو نشون بدهند .
بعدن هم اگه تو حامله گی مریض شدن یا فشارخون بالا پایین شد بگن من چشم زدم
خدا هم به ما بچه ای نداد که ما هم مثل آدم زندگی کنیم .
خدا کمکم کنه که این حساسیت که توی این قضیه دارم کمتر بشه .
و به دل ما هم آرامش بده.
یکی از چیزایی که دلم نمیخاد پیش کسی درد دل کنم یا از احساساتم بگم اینه که بعدش بهم میگن پریود شدی؟ یا اگه این حرف رو نزنه حتما حرفم رو میبره به همه پخش میکنه ..یا میگه اخی
یه جوری رفتار میکنند انگار توی این دنیا هیچ چیز ناراحت کننده ای نیست و اگه از چیزی ناراحت بشی و مشکلی باشه که نتونسته باشی که حل کنی بخاطر اینه که یا پریودی یا ناشکر
البته من خیلی وقته حرفام رو به کسی نمیزنم
تنهایی حرص خوردن خیلی بهتر از اینه که بری رازت رو یا مشکلات رو برای دوستی با کسی تعریف کنی .اونا اینطور باهات برخورد کنند.