اونقدر از دست مورچه حرصی هستم
هر که میاد خونه ما برمیداره از گلدون ها بهش یکی میده.
این گلدون ها برا من هست
دوست دارم گلخونه م پر گل باشه .
باورم نمیشه الان شاید کمتر از ۸ تا گلدون داشته باشم.
همش رو میده به این و اون
رفته الوررا هام رو همش رو ساقه هاش رو کنده یه عالمه ازش ساقه کنده
رحم نکرده از سه تا گلدون قشنگم رفته داده خواهرهای که بزنه یه موهاشون
لامصب گلدون م پرپر شد برو از بیرون بخرریا یکی دو تا ساقه نه یه کیسه پر
اونقدر بدم اومده
تمام گلدون کوچیک هام رو بذل و بخشش کرده
میگه چکار کنم خدا منو بخشنده آفریده
گفتم آره بخشنده ازمال دیگران
برو خودت بخر
ببخش به دیگران
چرا گلدون منو میبخشی
دیدم فایده نداره با این جور آدم که خودش رو خدای سخاوت میدونه
تصمیم گرفتم دفعه بعدی کسی بیاد
چرا خودم رو حرص بدم همه گلدون ها که احتمال بخشش هست و بردارم بزارم اتاق بالا تا دست از این کارش برداره
روش میشد لباس های و دارو ندارم رو هم اهدا میکرد .
میرم تو حیاط اعصابم خراب میشه اینهمه گلدون رو به باد داد .
فرزندم که هنوز نیومدی تو این دنیا و اون طرف برا خودت داری می چرخی
میدونی من چقدر منتظرت هستم
وقتایی که ما زن و شوهر دور سفره میشینیم بعد این همه سال زندگی
جای خالیت رو احساس میکنیم.
دلمون میخواست تو هم بشینی کنارمون
بامزه بازی دربیاری و ما تو دلمون قند آب بشه .
درسته الان یه نمه اوضاعمون خرابه
اما همیشه که اینطور نمیمونه
ما هم قسط هامون تموم میشه و درآمدشون بیشتر میشه
و میتونیم برای تو همه کاری انجام بدیم .
اما تو نمیایی
و ما همچنان در حسرت هستیم و ظاهرشون رو حفظ میکنیم
و گوش هایمان رو موقع متلک و صحبت های تلخ دیگران می گیریم
اما از دورن له هستیم
دلم میخواست اون دنیا رو ول کنی بیایی اینجا پیش خودم
که دیگه اگه جایی رفتیم سه نفره بریم.
ما منتظریم
بیایی میبریم مسافرت ..تفریح ...
بازار
هر جا رو بتونم میبرم نشونت میدم و تازنده هستم
خیالت راحت که مثل کوه پشتتم
پس تا دیر نشده وتا بیشتر از این موهای من و مورچه سفید نشده .
بیا
منتظریم
دنیا بهم یه سفر دریایی بدهکار هست .دلم میخاد سوار کشتی بشم
یه کشتی واقعی از اینا که تو فیلم خارجی ها نشون میدهد.اما فقط یکی دوبار قایق تو شمال سوار شدم و قایق تو پارک هم سوار شدم اما مسافرت با کشتی رویای من هست.
دلم خیلی کنسرت میخاد و در کنار کنسرت خواننده های محبوبم سلنا و بیژن مرتضوی که الان دیگه دلم نیست برم چون فکر کنم همش به یاد زنش ستاره گریه کنم .دلم میخواست یه کنسرت از جواد یساری برم خیلی باحال میخونه عشق کنم
دلم کباب کوبیده توی دربند رو میخاد یه کباب واقعی نه کبابی که گدشت گربه باشه و نون خشک توش باشه
کباب سبزی دوغ کوچه نان تازه توی سفرخونه به به
من ماشین ظرفشویی هم خیلی دوس دارم.
چون از ظرف شستن متنفرم مخصوصا قابلمه .بیشتر قابلمه ها رو میزارم مورچه بیاد بشوره اما اگه ماشین ظرفشویی داشتم همه رو میدیدم داخلش
و اون برام می شست
دنیا ماشین ظرفشویی هم بهم بدهکاره
چون خودم پولش رو ندارم.امیدوارم با قانون جذب بیاد
خبر متاهل شدن رو بهم داد خیلی براش خوشحال شدم .
حالا نه اینکه شوهر خوب یا بد باشه
تو شرایط این بهترین راه نجاتش ازدواج بود
ایشالا کنار هم خوش باشن سالهای سال
گفتم تا یادمه بنویسم
تو فامیل خیلی ها از من خوششون نمیاومد.
البته بیشتر از خانواده مون
مخصوصا وقتی بچه تر بودیم خیلی مراسم ها رو نمیگفتن به ما
بعد ها که یه کم بزرگتر شدیم یکی در میون میگفتند
و من تا حدود راهنمایی نمیدونستم عمه م کی هست .
مثلن یه فامیل داشتیم زن شیکی بود خونشون قشنگ بود
ما عقد دختر و پسرش م رفتیم من و خواهرم بعدن فهمیدم عمه م بوده
خخخخخ
یعنی حسی به ما نداشتن .
حداقل طایفه مادری یه نمه بهتر بود
یعنی با این حجم از نخواستن تو فامیل
خواهرم عشق پسرخاله رو داشت و فکر میکرد عروس خاله میشه
بابا اونا اونقدر لول ها شون رو بالا میرونستن دنبال زن ملکه بودن
اخرشم خواهرم تو رویای موند و پسره رفت از یه شهر دیگه زن گرفت .
بعد این حجم نخواستن تو فامیل نسبت به من و یکی از برادرهام بیشتر بود
شاید بخاطر ظاهر
یه روز یکی از فامیلای پدری که من تازه کشف کرده بودم این چه نسبتی باهام داره اومد پیش من تو مجلسی نشست و گفت چرا شوهر نمیکنی
؟
و خواستگار داری برو یا حرفایی تو همین زمینه
خب منم اون موقع لال تر از الان بودم جواب ندادم و یادمه به یه بهانه ای جام رو دادم به کسی دیگه از پیشش رفتم .
کاش جوابش رو میدادم و میگفتم مگه سر سفره تو هستم که فضولی میکنی .
الان همه فامیل عوض شدن
الان که همه تقریبا پیر شدن .
مخصوصن برادرم رو که قیافش رو زشت میدونستن
حلوا حلوا میکنند.
بخاطر شغلش
و هر دو سه روز یه بار با برادرم تماس میگیرند تا کارشون رو راه بندازه
حالا اون موقع که ما بچه بودیم و طفلی بیش نبودیم یه بوسه از ما کردید ؟
یه دست محبت به سر ما کشیدید؟یه عید دوزار به ما عیدی دادید؟
الان که کارتون گیر برادرم هست و موقعیت ش خوبه
باهاش دوست شدید.
؟؟؟؟؟
با بچه های فامیلتون خوب باشید یه روزی به دردتون میخورند
بچه خوشگل های فامیل بیشتر اوقات کاره ای نمیشن زشت ها بهترن