زندگی خانم و اقای مورچه

تلاش برای بهتر شدن من خانم مورچه گازی و همسرم اقای مورچه سیاه

زندگی خانم و اقای مورچه

تلاش برای بهتر شدن من خانم مورچه گازی و همسرم اقای مورچه سیاه

آشپزی کردم

امروز خواستم برم دکتر که دیدم بیمه سلامت تموم شده 

مورچه رفت بیمه رو تمدید کرد 

و چون تا تمدید شد بشه طول کشید دیگه نرفتم 

و گذاشتم برای فردا صبح برم دکتر 

و رفتم تو آشپزخونه دو لیوان برنج پاک کردم

و آب ریختم خیس بخوره

و تو یه قابلمه آب  ریختم تا جوش اومد برنج رو ریختم و با سبزی 

شوید دم گذاشتم .

و تن ماهی تو آب جوش ریختم و بعد تا ررنج دم کشید تن ماهی هم جوشیدنده تموم شد 

.و یه بشقاب برنج و تن ماهی و ...

به به خیلی خوش مزه بود 

هم گرسنه م بود 

هم خیلی خوشمزه بود .

ساعت شش هم شام خوردم. 

الانم تو نیمه تاریکی با مورچه نشستیم داریم ناتو می بینیم .

چون یکی از مهتابی ها خونه سوخت و نور خونه کم شده.



اول بهمن

امروز اول بهمن برابر با ولادت امام جواد 

یه اتفاق تقریبا خوب برام افتاد 

چون خیلی وقت بود اتفاق خیر و خوب نبود برا این خیلی خوشحالم .


اونقدر دلم هوس برنج و تن ماهی کرده 

برنج و تن ماهی روش هم شوید بریزی چه شود  به به 

فردا که فرصت ندارم باید برم بیرون ایشالا پس فردا برنج درست کنم 

با تن ماهی  کیف کنم ‌.

نمیدونم چرا اینطوری شدم همش هوس این غذا و اون غذا رو دارم .

شاید برا اینه که آرزو هام کوچیک شده الان به این برنج و تن ماهی برسم انگار یه حاجت خیلی بزرگ رو گرفتم .

زندگی کجایی که من یه موقع دوست داشتم همه جهان رو زیرپا بزارم الان 

ارزوم غذاهای رنگارنگه .



آرزوها

امشب شب آرزوها هست..

وای نکنم برات از آرزو هام که اسمش میاد کلی ذوق میکنم.

آرزو دارم یه خانواده کامل داشتم چند تا بچه سالم و خوشگل تو یه محله خوب اونم یا تهران یا شمال 

..دلم یه کار خوب میخواد که برا خودمون باشه یعنی شاگرد و اینا نباشم. 

دلم جمع دوستانه میخاد چند نفری رفیق که واقعی باشن 

دلم خنده میخواد .

دلم یه ماشین دنده اتوماتیک میخواد .

دلم میخواست موهام جون دار بشن و بلند بلند بشه .

بتونم چونه م رو عمل کنم.

دلم میخواست بچه دار بشم بزرگ شدن بچه هام رو ببینم .

دلم میخواست اونقدر پول بیاد دستم که اگه خواستم چیزی بخرم 

دچار تردید نشم.

دلم میخواست ادامه تحصیل بدم برم یه دانشگاه خوب درس بخونم

دلم میخواست برم بیاد و یه دل سیر برف بازی کنم.

و هزاران دلم میخاد دیگه 

ایشالا خدا همه آرزو ها رو برآورده کنه.

کار مجازی

با یکی آشنا شدم 

از دوستای قدیمم بود که خب باهام ارتباط برقرار کرد

بهم جنس یعنی لباس داد ببرم مجازی بفروشم 


یعنی تو کانال و اینا 

البته به صورت امانی هست و پولی براش ندادم

میبینم چقدر قیمت هاش زیاده 

مثلن یه شلوار که تو کانال ها ۱۳۵ هست همین طرح خیلی مشابه هست 

میگه بیشتر از ۱۶۰بفروش  

همش گرون هست جنس معمولی اما قیمت زیاد 

منم دیدم خیلی گرون داره میگه کسی نمی‌خره

منصرف شدم 

برگردوند تو پلاستیک برم بهش پس بدم.




یعنی من اینجوریم یا همه اینجورین

با کلی سن که اینجا نمینویسم 

هنوز نمیدونم میخام چکار کنم.

یه دلم میگه برم یه شهر شمالی توی خونه دنج با همسایه های باصفا زندگی کنم.

یه دلم میخاد یه قصر بزرگ توی لوس آنجلس داشتم.

یه دلم میخاد دورم شروع باشه 

اما از یه طرف دلم خلوتی میخاد 

خودم نمیدونم چی میخام ..

انکار سالهاست از خودم اومدم بیرون 

از اون دختر شاد 

پر امید 

باید یه چالش بزارم چگونه تا عید پولدار شد 

پولدار که نه در حد یه لباس و جزییاتش