امروز نه تنها پیرمرده همکارم رفت کمک خانم پایینی
یه شرایطی ایجاد شد که منم چون کارا عقب بود مجبور شدم برم کمکش تا جلو بیفته کاراش
صاحب کار اومد جای من
من رفتم پایین دیگه یه نیم ساعت چهل دقیقه ای کار کردم براش
بلکه از بس میگه وای اینجا چقدر کاره فلانه دیگه به ستوه اومدم
نمیدونم پریود شده چی شده که فازشم منفی شده همش پرخاشگری میکنه . خودش صد تا کار اشتباه میکنه با خنده رفع میکنه اما فقط کافیه من یه چی اشتباه کرده باشم حداقل نیم ساعت با صدا بلند غر میزنه
صاحب کارم عصر گفت برو بهش بگو فلان کار رو بگو
گفتم ولم کن من نمیگم جرات ندارم بهش حرف بزنم .
خخخخخ
گفتم خودت برو بهش بگو الان بگم دعوا راه میندازه
دیگه صاحب کارم چون اخلاقش رو میدونه بهش نگفت رفت
بعد دو سه ساعت تلفن زد گفت بهش بگو بعد قطع کرد .
منم گفتم آقای فلانی تماس گرفت گفت این کارا رو ببین انجام شده یادتون نره .
آهان به صاحب کار گفتم خیلی اینا دعوا میکنند
خندید و گفت تازه این خوش اخلاقه اگه صبح ها بیایی چی میگی نیرو خوش اخلاق رو انداختم شیفتت
خدا رو شکر زیاد اینجا نمیخام بمونم و گرنه حسابی تخریب اعصاب میشدم .
اومدم بنویسم اون روز که نتم یه چند ساعت وصل شد و اومدم اینجا نوشتم.
از بعدش دیگه نتونستم حتی یک ثانیه وصل شم.
وقتی قطع میکنند یه دفعه قطع میشه
اما موقع وصل نصفه و نیم و پله ای
الانم یه سریا دارند یه سری ها وصل نیستن
دوباره برعکس میشه اونا که داشتند نت وصل نمیشه و برد یه سری دیگه وصل میشه .نمیدونم سیستمش چطوریه .
از سرکار اینکه صاحب کار یه آقاهه که پیر هست رو چند وقتی آورده و برا اینکه بهش روزی برسونه و اونم خجالت زده نشه گف این آقای فلانی اینجا باشه فقط اگه خریدی برای سرکار بود ....یا حالا کاری بیرونی بود حالت پیک ایشون انجام بدهد.کار دیگه ای نمیخاد بهش بگی.
گفتم اوکی
اما از اون موقع که اومده تا صاحب کار میره خونش
اون همکارم صداش میکنه و تا میتونه ازش کار میکشه .
اینا رو ببر اینا جمع کن فلان و بسار
بعد یه پیک ارسالی داشتم هی صداش زدم آقا فلانی بیا
هی نمیاومد داشت کارایی که اون همکارم بهش گفته بود رو انجام میداد
شاید بیشتر از ۱۰ بار صداش زدم هی میگفت میام و نمیاومد چون صد تا کار ریخته بود جلوش
دیگه دیدم فایده نداره دیگه صدا نزدم تا اینکه اون طرف تماس گرفت و گفت خانم بسته چی شد فلان ساعت گذشته و کلی بهم غر زده و ناراحت شده بود .
بعد کلی تایم همکارم بهش گفت آقا فلانی برو بسته رو تحویل بده دوباره بیا
آقا بعد کلی زمان بسته رو برد اون شخص تحویل نگرفته بود و به صاحب کار
هم چون مبلغ بالا بود شاکی شد و تماس گرفت به من کلی غر زد و تهدید و فلان
گفتم آخه من چکار کنم صد بار صداش کردم
وقتی نمیبره و مشغول میشه کارای دیگه رو انجام بده گناه من چیه
و صاحب کار گفت باید نزاری بره اون اتاق ..اصلن چرا این کار دیگه میکنه
فقط بشینه اگه پیک خورد ببره
خواستم بگم والا من حریف خانم پایینی نمیشم تا میفمه این پیرمرده اومده
صداش میکنه و ازش کار میکشه .بعدم اعتراض میکنم میگه کار اینجا زیاده
باید کمک کنه .
خلاصه اونجا دیوونه خونه س
دیشب آخر وقتم به پیرمرده گفتم آقای فلانی شما فقط مسول کارای بیرون هستید و اینکه الان این مبلغ ضرر شد بخاطر این بود که شما بسته رو با تاخیر زیاد بردی بشین همین جا نمیخاد بری پایین .
گفت ..خودمم ناراحت شدم و اعصابم خراب شد .
تا اومد بشینه دوباره خانم اتاق پایین صداش کرد و تا اون موقع که من بودم داشت ازش کار میکشید.
منم دیگه دیدم والا این خودش دلش خر حمالی میخاد بزار بره تا خودش نخواد حرف من براش اثر نداره..بالا ده بار خودم بهش گفتم شما فقط بابد پیک ببری و خرید کنی و چندین بار صاحب کار اما فایده نداره تا میاد میپره میره کارای جانبی میکنه که در وظیفه ش نیست.
امروز هوا برا من بی نهایت سرده
امروز بعد مدتها که هر روز بیرونم امروز خونه بودم و
یه ناهاردرست کردم و بقیه ش کنار بخاری خوابیدم .
خیلی پاهام درد میکرد و از بس رو پا کار میکنم امروز به پاهام استراحت دادم .
یه کوچولو هم تل گرام و اینستا وصل شد رفتم اونجا چرخیدم .
دیدم عه انگار ما نبودیم خیلی ها استوری گذاشته .
دیگه نمیدونم چرا با هیچی خوشحال نمیشم .
هیچ وقت نمیخام شاد باشم در حالی که دل دیگران خون باشه .
تو وبلاگ آبی و خاکستری خوندم که دست اون کسی که فحش میداد و زخم زبون می زد و برا اغلب وبلاگ ها کامنت های ناجور توهین و جنسی میزاشت رو رو کرد
مرسی محیا
اون کامنت گذار کسخل کسی نبود جز صاحب وبلاگ تنهاترین پسر
رفتم تو پیام هام چک کردم دیدم عه محیا درست میگه و ایمیل مربوط به همون وبلاگ هس که با یکی از ایمیل ها میاد به اسم بدون سانسور حرفای جنسی میزنه و توهین میکنه
در حالی که تو وبلاگش مثل موش میشه و مظلوم نمایی میکنه
البته احتمالن این از این مدل آدم ها بوده که تو اینستا هم میرفته کامنت های توهین و تحقیر برا پیج ها میزاشته حالا اونجا رو بستن افتاده تو وبلاگ ها
خدا شفات بدهد و امیدوارم یه کار خوب پیدا کنی و زندگی خوبی بسازی که
نخواهی این طوری با توهین تحقیر دیگران خودت رو شاد کنی .
اما برا خودت میگم سعی کن از کصخلی دربیایی و یه تکونی به زندگی و خودت بدی .
دیگه هم وبلاگت که فقط انرژی منفی توش هس رو نمیخونم حتی باز هم نمیکنم .و هر وبلاگ جدیدی هم زده بشه احتمالن خودت باشی و اون رو هم نمیخونم .بلکه اینستا وصل بشه از اینجا شرتون کم بشه.
این هفته نوبت من بود که صبح جمعه برن سرکار
و صبح توی سرما در حالی که دستام رو تو جیب کاپشن مچاله میکردم
به این فکر کردم چرا اصلا من باید برم سرکار
چرا من مثل مایه دارا نیستم و تو این سن کله صبح جمعه باید برم
کار کنم .
بعد که یه کم از روز گذشت دیگه فراموش کردم و علاقه با کار پیدا کردم .
اون تنفر اول صبح از بین رفت .
صبح هم یه پیرمرد سر خیابون بود که میخاست سوار ماشین بشه و هر ماشینی رد میشد و نگه نمیداشت و میرفت پیرمرده بهش فحش میداد
و میگفت اسرائیلی ها ..شماها از اسرائیلی ها بدترید .
خب عامو یه کم دیگه مهلت بده بالاخره یه نفر سوار میکنه .
همون جور به همه ماشین ها فحش میداد که یه دفعه وسط فحشش دو تا ماشین براش نگه داشتن که سوار بشه
اونم خودش رو مظلوم کرد و داشت سوار میشد که دیگه منم رفتم .
خیلی دلم میخاد فیلم اوشین یا اون فیلم که احمد مهرانفر بازی کرده همون که قنبر اسمشه میخاد بچه دار بشه رو ببینم خیلی بانمکه .حوصله م پوکید برم ببینم از کجا میتونم دانلودش کنم .
شام هم سیب زمینی میخام سرخ کنم .با سس قرمز