زندگی خانم و اقای مورچه

تلاش برای بهتر شدن من خانم مورچه گازی و همسرم اقای مورچه سیاه

زندگی خانم و اقای مورچه

تلاش برای بهتر شدن من خانم مورچه گازی و همسرم اقای مورچه سیاه

خیلی خوشحالم بارون اومد

یه باران ملسی اومده که حد نداره ..با اینکه توی خونه هستم اما همین صداش برام لذت بخش هست.

من ادم دعوایی نیستم اما خب نمیدونم مردم از چه زاویه بهم نگاه میکنند 

و سرم رو کلاه میزارند و فک  می‌کنند نمیفهمم.

مثلن خواهرم خودش و شوهرش و بچه هاش تلفن همراه دارند خونه تلفن دارند 

اما هرگز با من زنگ نمیزنه حالم رو بپرسه .

و من همیشه بهش رنگ زدم 

امروز بهش گفتم  اعتقاد داری دوستی باید دو طرفه باشه 

گفت آره

گفتم اخرین باری کا بهم زنگ زدی کی بوده؟

فکر کرد یادش نیامد چون خیلی وقت اونم نمیدونم حتما کار داشته تماس گرفته دیگه تماس برای احوال پرسی نگرفته 

گفت وااااا خب من شارژ ندارم

گفتم خب منم تلفنم که به مخابرات وصل نیست منم شارژ ندارم .

تو این سختی شارژ میخرم بهتون زنگ میزنم اما شماها اصلن انگار نه انگار چطور پول شما ارزش داره 

برا ما بی ارزشه ؟

همه کاری میکنی  همه خرجی میکنی موقع زنگ زدن به من گرونی هست .

تازه اصلن وضع مالی بد نیست.

این نشون دهنده اینه که ارزشی برا من قایل نیستن 

و گرنه پنجهزار شارژ دیگه گرونی و اینا نداره

اونقدر پرو 

گفت ..توقعی نباش 

گفتم آره حرف حق میزنی اینکه یه زنگ بزنی به من  توقع خیلی بالایی هست 

از این به بعد هم همه چی برابر 

خواستی تماس بگیر 

شارژ هم حیفت اومد خرج من کنی اشکالی نداره 

منم دیگه مثل تو میشم 


اونقدر پرو هست که مطمئنم تماس نمیگیره 

چون خودشون رو خیلی بالا میدونند 

بقیه رو کلفت و نوکر خودشون میدونند 


هر که هم به تور ما میافته ما رو کلفت خودش میدونه و خودش رو آدم حساب میکنه .


ی



یارانه

دلم میگه فردا یارانه رو بردارم

و یه پیتزا از یه فست فودی خووب یه پیتزا گرون بخررم

و بشینم با لذت  بخور ..

اونقدر دلم پیتزا میخاد 

یه فست فودی نزدیک خونه هست پیتزا میده ۶۰ هزار 

چند بار خریدم اشغاله 

یعنی یه نون گرد کوچیک  و یه کم ژامبون و یه کوچولو  فلفل دلمه ای ...

دلم یه پیتزا گرون میخاد مزه واقعی پیتزا بده ...


اما یارانه رو باید نگه دارم چون تو این هیر و بیر اقتصادی یه بنده 

خدایی گفته یکشنبه میام خونت 

و باید پول برا میوه و اینا کنار بزارم 

اینم شانس مایه 


سردرد شدید دارم

از دیروز حدود ساعت چهار سرم شروع به درد گرفت 

امروز هم همچنان سرم درد میکنه 

وقتایی که  سرم درد میگیره   طولانی میشه 

مطمئن هستم یه مریضی  در کمین هست 

و به زودی مریض میشم 

الانم یه روز کامل هست که زیر پتو هستم 

و توان بلند شدن ندارم فقط به روزی رفتم تو آشپزخونه یه چیزی پیدا کردم خوردم بازم اومدم خوابیدم .

کسی نیست یه لیوان آب دستم بدهد.

اگه به مورچه هم بگم بیا خونه من مریضم 

اولین کاری که میکنه یه لیوان چایی میزاره برام 

و بعد تلویزیون رو روشن میکنه و تا ۱۲ شب بابد چرت و پرت ببینم .

هر چی هم بگم خاموش کن 

سرم درد میکنه 

میکه الان تموم میشه 

الان تموم میشه 

و تا دوازده و یک شب طول میکشه فیلم دیدن 

فیلم ها نزاره 

آهنگ رو حتما میزاره 

و مجبوری تا خود صبح آهنگ گوش کنی 

درکی از مریضی نداره که آدم آرامش میخاد 

الانم دعا میکردم خدا کنه به این زودی برنگرده خونه 

تا کمتر اذیت کنه 

کار مجانی

من خیلی جاها کار کردم 

اغلب بیشترش هم کارگری 

اعتماد به نفسم خیلی کم هست حتی خیلی از کارای کامپیوتری هم بلدم 

تو بعضی برنامه ها   استادم اما از مواجه شدن با کارفرما و مشتری استرس میگرفتم و .. بخاطر همین میرفتم شاگردی مثلن تو یه کارخونه و کارگاه اینا که نه مشتری بیاد نه اینکه کارفرما با من زیاد کاری داشته باشه 

کارم رو انجام میدادم بدون حرف و حدیثی می‌اومدم 

اما ازدواج کردم کمی عوض شدم یه کمی روابط اجتماعی م بالاتر رفت .

اما از شانس یا فکر نادرست خودم همه جا هایی بهم میخورد که صاحبکار اذیت کن باشه و پول نده

شاید پنج شش جا باشه حقوق یه ماه بیشتر من رو  ندادن .


همین کار ادمین یه پیج اسباب بازی بزرگ بودم جرو پیج های بالا هست .

اما بیست روز از کار کرد من رو نداد و اعتراض هم فایده نداشت 

یه کارخونه مایع ظرفشویی یه ماه کار کردم البته اونجا تقریبا ورشکست بود 

گفتن این جنس ها رو بفروشیم تسویه میکنیم اما هیچ وقت ندادن 

بعدن من حضوری هم رفتم پیگیری کردم از یکی از مهندس های اونجا 

اما اون آقا فقط مسخره کرد یادم نمیاد چی میگفت اما وعده داد فکر کنم 

تماس میگیرم که اون هم پولی ندادن البته من ایشون رو حلال کردم و توی ذهنم طلبم رو بخشیدم ...چون واقعن اوضاع صاحبکار خوب نبود 

یه کارآفرین بود که ضربه خورده بود

یه لباس فروش بودم که این خیلی ستم بود نمیدونم چرا خرش میشم 

هر بار  یکی دو ماه که نیرو نداره میرم براش وایمیستم اما آخرش میگه بر اساس کار کرد حقوق میدم که شاید یه باریا دو بار بهم حقوق داده 

چندین ماه کار کردم حتی تمام پیج اینستا رو سروسامان دادم  اما خب اینم از خریت خودم بود که چرا بهش هیچی نمیگفتم ..

یه جای دیگه که مفتی کار کردم یه پیج رستوران بود که کاراش دستم بود 

البته این ر  خیلی کوتاه کار کردم اما فهمیدم از پول خبری نیست ولش کردم 

برا اونها هم مهم نبود اصلن پیگیری نکردن تازه بهشون میگفتم من سختم هست تا اونجا از صبح تا شب بیام تو طول روز عکس برام بفرستید دریغ از یه عکس خودم باید میرفتم عکس میگرفتم .

خیلی مفت کاری بوده الان اینا یادمه 

تا دیروز که از بیکاری با یکی برا پیج ایستا صحبت کردم کلی قول و قرار گذاشتم سر پول گفت درصدی کار کنید .بر اساس مشتری 

یعنی بالاخره یه پولی باید بدهید تا پیج راه بیفته بدون تبلیغ و با محتوا یه مقدار زمان میبره..دیدم اینم میشه مفت کاری گفتم تا فردا خبر میدم که نرفتم .

کاش پول داشتم جنس بیارم خودم بفروشم اما متاسفانه فعلن اوضاع خرابه 





برنجم حشره زده

برنج تو آشپزخونه م تموم شد رفتم بالا توی راه مله گونی برنج رو اوردم پایبن 

جاتون خالی تا باز کردم دیدم کلی پروانه یعنی یه حشره هایی مثل پروانه از توش زد بیرون و نگو این گونی حشره گرفته بوده 

دیگه زدم تو گوگل و چند تا راهکار خوندم  هر چی سینی بود اوردم و برنج رو ریختم توش بعد یه کم بعد حشره هاش اومد بیرون اونایی که بزرگتر بودن

بعد با ابگش دو دور از توی آبکش الک کردم .

بعد یه کم نشستم پاک کردم 

خلاصه یک روز کامل اینطور تموم شد 

الانم با اینکه تقریبا تمیز شدن ...

خوبه همین یا گونی رو داشتم و گرنه که بیچاره بودم ...

حالا نمیدونم چکار کنم دوباره اینطوری نشه .

تو گوگل نوشته سیر بزن نمک بزن سیر بزن 

بریز توی  شبیه نوشابه