زندگی خانم و اقای مورچه

تلاش برای بهتر شدن من خانم مورچه گازی و همسرم اقای مورچه سیاه

زندگی خانم و اقای مورچه

تلاش برای بهتر شدن من خانم مورچه گازی و همسرم اقای مورچه سیاه

دیو سیاه افسردگی

جمعه عصر اشپرخونه رو شستم و کلی تمیز کاری کردم همین که پاهام خیس شد باعث شد امروز تمام روز روز تا پنج عصر توی رختخواب از این پهلو به اون پهلو بشم دلم نمیخواست از جام بلند بشم موبایل رو زدم رو پرواز و هی خوابیدم و بیدار شدم 

برا خودم هم خوراکی آورده بودم

برقا رو هم خاموش کرده بودم 

بدنم خیلی خسته بود نیاز به آرامش داشت 

احساس میکنم هیچ انگیزه ای ندارم

هیچ جون برام نمونده 

نمیدونم با زندگی چه خاکی به سرم بریزم 

فقط دلم خواب میخاد 

بخوابم و بخوابم بخوابم 

ذهنم رو از همه چی دورررررر کنم .

برا باز هزارم

صبح بیدار شدم کارم رو شروع کنم که 

دیدم تو ایتا صاحب کار پیام بده 

البته مدیر کار 

صاحب کار رو که تا حالا  باهاش صحبت نکردم

نوشته بود لطفن از امروز کار رو ادامه ندهید 

صاحب کار گفته خودش میخاد انجام بدهد

کار آنلاینم رو از دست دادم

میدونی چرا از مردن میترسم

یکی از دلایلش اینکه که یه سری آدم که حسابی بهم آزار رسوندن 

یخ نقاب به چهره بزنند و بیان بالای سر قبرم 

شروع به نمایش نامه بازی کردن کنند 

منم تو قبرم نمیتونم فرار کنم .

اونقدر که من از دست زبان و متلک آدم ها فرار کردم 

و اما تو قبر دیگه بیچارم نمیتونم فرار کنم 



رفتم روان‌درمانی گر

اعصاب مصاب تعطیل 

حجم استرس زیاد دارم

یعنی بخاطر  بچه نداری میخام به بلا سر خودم دربیارم .

نمیتونم کنترل کنم.

لامصب هیچ کشیدم از این حال خرابم خبر نداره 


روان درمانگر 

قول کمک داد بهم .

و پیشنهاد چند تا کار که از امروز ایشاالله انجام بدهم 

از خدای متعال طلب آرامش و حس خوب و قلبی آرام میکنم 



لیلی بازرگان تو چرا جدا شدی ؟

عه یعنی عشقشون از بین رفت یا از اول داشتن فیلم بازی میکردن؟


طلاق اونم بخاطر خشونت خانگی 

البته من عشق هایی که جار زده میشه رو باور نمیکنم. 

نمیدونم  لیلی و مجنون یا شیرین و فرهاد و اینا چطور با هم بودن که قلبهایمان برا هم بود اما من عشقی تو جامعه ندیدم

مثلن تو روستامون این پیرمرد و پیرزن‌ها شاید بتونی عاشق و معشوق پیدا کنی اونم شاید چون بعضی پیرمردا روستاها  یه نمه هیز تشریف دارند.


اونقدر دلم میخواست یه حس عاشقانه رو تجربه کنم .

متاسفانه به هر کی گفتیم سلام نامرد آب کار در اومد .

مورچه هم که علاقه خاصی  بهم نداره.

بیشتر یه حس دلسوزی بهم داره

کاش وقتی نوجوان و و کودک بودم بهم مهربانی میشد می‌اومدم اینجا می‌نوشتم اما فقط فحش و کتک و یادمه 

ترومای من 


نوجوان بودم 

مهمون برامون اومده بود مادرم اونقدر جلو مهمونا فحشم داد 

میگفت الهی بمیری ..تیکه تیکه بشی ..بی شرف ...خاکبر سر ..

کی می میری ما راحت بشیم. 

ول هم نمیکرد 

تمام ساعتی که مهمون بود فحش میداد 

منم از ابرو ریزی میترسیدم 

یعنی من و خواهرم تو سری خور بودیم بلد نبودیم از خودمون دفاع کنیم 

اونقدر فحش داد که مهمون گفت من اعصابم خورد شد .

من میرم و دیگه هم نمیام اینجا 

اگه خواستید شماها بیایید خونه من .

و دیگه هم  تا سالها  بعد نیومد. 

اینو دقیق یادمه از استرس قلبم تپ تپ صدا میکرد .

جرمم چی  بود ظرف ها و نشسته بودم 

چون مهمون بود پیش مهمون ها نشستم .


بعد که مریض میشه توقع داره مثل پروانه دورش بچرخیم .

تو بالهای ما رو چیدی حالا حرف خدا و امام به ما میزنی .

قبلن خدا نبود ؟؟



ا

هنوز کنسرت نرفتم .

همه میدونند من چقدر عاشق خواننده ها هستم .

البته بعصیی از خواننده ها 

معین آرزومه برم کنسرتش  اون ردیف جلو هم بشینم باهاش همخونی کنم 

فکر کنم اون روز صفا باشه برام .

دیدم مریض شده  یعنی یه روز میشه تا سلامتی و منم سلامتم کنسرت رو بیام .

کامران و هومن و شادمهر وشهرام شب پره و .سعید شایسته ...

و صد البته کنسرت گوگوش یه کنسرت خلوت باشه .

من کنسرت های شلوغ گوگوش رو دوست ندارم.

یه چیزی از زندگی گوگوش اینکه ترومای کودکی و نوجوونی بدی داشته.

با فرزندانتان درست رفتار کنید 

آدم باشید .

گوگوش با اینکه موفق بوده 

با اینکه شهرت داره 

با اینکه خب سالها ست از کودکی گذشته و ازدواح کردو خیلی خیلی 

سال که میگذره اما هنوز خاطرات  رفتار های بد زن باباش رو یادشه 

پرتش کرده و توهین ها رو  تو این سن خاطرات بد زن بابا رو تعریف میکنه 

و هنوز نتونسته باهاش کنار بیاد 

انگار یه چیزی تو زندگیش کم داشته یه مادر 

که بهش محبت کنه .

حالا دقیق منظورم رو نمیتونم بنویسم یعنی نمیدونم از چه کلماتی استفاده کنم. اما به نظر من خیلی تنها بوده.

منم ترومای بد زیاد دارم که ایشاالله یادم بره.

ایشاالله همه سالم باشن تا من پولدار بشم بتونم برم کنسرتشون .