برا اینکه زیاد خود خودی نکنم
تو نت دنبال گل و عکس گل و اطلاعات درباره گل ها بودم و دو تا چیز جدید
یاد گرفتم
یه گل هست به اسم گل صد تومنی البته اسم اصلی یه چیز دیگه هس اما تو ایران بهش میگن صد تومنی دو تا هم دلیل میگن داره
میگن وقتی بذر گل رو وارد کردن و باغبان اینا رو پرورش داد
ازبس زیبا بوده پادشاه صد تومن که مبلغ زیادی بود پاداش داده .
و دلیل دیگه ش رو یادم رفت
خلاصه گل صد تومنی هم قشنگه
و اینکه توی گلها گل لیلیوم اونم لیلیوم سفید رو برا دسته گل عروسی
خیلی میپسندم خیلی شیک و باوقار.
درباره خودم اینکه من نمیتونم غیبت نکنم
دیروز یه مهمون داشتم و یه حرفایی زد که برام جالب بود
کلی خودخوری کردم و با اینکه میخاستم غیبتش رو نکنم اما امروز به خواهرم گفتم و کلی غیبت مهمون رو کردم .
پَشیمون م
خب نیایید بهم حرفایی بزنید که نباید
من نمی خام غیبت کنم اما برای خالی کردن ذهنم مجبور شدم .
برا فرار از غیبت راهی ندارم .
تا حالا به گل ارکیده توجه کردید چقدر گل قشنگیه
یه حالت نازی داره خیلی رویایی هس انگار از بهشت اومده رنگهاشم قشنگه مخصوصن رنگ بنفشش
من قبلن کسی میگفت چه گلی دوس داری از گل سر در نمیاوردم میگفتم زر
زر بدک نیست اما خیلی تکراری شده
بعد پیشرفت کردم فهمیدم گل مریم و نرگس هم هست که چون خوش بو هست .این دو تا رو میگفتم
بعد علاقه به یه گل شدم که شبیه پرنده هس که الان اسمش رو یادم نمیاد
نارنجی طور هست یه اسمشم پرنده بهشتی هس با اینکه از نزدیک تا حالا لمس هم نکردم و اصلن نمیدونم بوش چطوره
الان اما علاقمند به ارکیده شدم .
دکتر اشراقی هم عاشق ارکیده س
مریضا و رفیقاش همش براش ارکیده میبرند.
از بین گل ها فکر کنم گلایل طرفدار اصلن نداشته باشه .
از بس تو ختم ها استفاده شده .
امیدوارم هفته خوبی باشه
بالاخره دختر گمشده پیدا شد .
الهه دختری که در حال رفتن به خونه بوده توسط یه مرد با ضربه چاقو گشته شده و جسم بی جانش رو مرد نامرد توی بیابون رها کرده بود .
روحش شاد .
خداوند خودش خافظ دخترای سرزمینم باشه .
از خدا هم ممنونم همیشه حواسش بهم بوده و منو کمک کرده
و گرنه من یه جاهایی کار میکردم که فقط دست خدا بوده که تا الان زندم .
کارخونه های بی در و پیکر میرفتم خارج شهر بودندبدون سرویس .
خودم باید با ماشین تاکسی یا شخصی میرفتم .
البته مرد نامرد هم به تورم میخورد اما قسر در میرفتم .
اونم بخاطر لطف خدا .
آلان چند ساله که فقط یا اتوبوس سوار میشم یا مورچه میگم منو برسونه یا اسنپ که اطلاعات راننده رو داره سوار میشم
دیگه هیچ ماشین شخصی سوار نشدم از بس جامعه گرگ توش زیاده.
خانم ها مواظب خودتون باشید .
دعا هم میکنم برای دخترهای نوجوان و کوچیک تر که خدا پشت و پناهشون باشه تا بزرگ بشن.
برای کاهش استرس و اضطراب قرص میخورم
کلی فایل و پادکست هم گوش میکنم که حرف های مشاوران یا
روان شناسان بهم آرامش بده .
اما هنوز یه چیز کوچیک که اتفاق میافته
روانم میریزه به هم ..دلم آشوب میشه ...دستام میلرزه
همیشه هم تصمیم میگیرم بالاخره بشینم و یه فکری به حالم کنم.
اما راهی که توش مداومت کنم رو بلد نیستم.
دیروز روز آخر کلاس ها بود
بالاخره ترم هم تموم شد و فقط می مونه امتحانها که چند روز دیگه شروع میشه .
نسبت افراد شاهنامه تا اونجا که بلدم رو مینویسم
:کیومرث
طوس
سام
زال ......همسر رودابه.....فرزند رستم
رستم ......همسر تهمینه .....فرزند سهراب
کیکاووس .........................فرزند:سیاووش
سیاووش......همسر فرنگیس .....فرزند کیخسرو
کیخسرو
الان یادم رفته سیاووش با یک و درسته یا دو و
و از کیخسرو داستان زیادی نمیدونم فقط اینکه پادشاه خوبی بوده در آخر هم تخت پادشاهی رو خودش ول میکنه و میره تو کوهها و بعد برف و اینا میاد و هیچ وقت دیگه کسی ازش خبر نداره.
از زال هم خیلی خوشم میاومد همش تو ذهنم یه مرد ابرو سفید و مو سفید و اینا میاد .و اینکه سیمرغ ازش محافظت کرده اینجای داستان رو خیلی دوست دارم